آن مرد با دستان بسته آمد

آن مرد آمد.

آن مرد زیر باران آمد.

آن مرد با دوستانش آمد

آن مرد با دستان بسته آمد.

آن مرد بعد از بیست و نه سال آمد.

آن مرد وقتی می رفت هفده سال بیشتر نداشت.

آن مرد در کودکی می خواست خلبان شود اما آن روزها کشور به غواص نیاز داشت .

آن مرد مظلوم رفت اما با افتخار آمد. 

/ 0 نظر / 18 بازدید