بوسه درسی ثانیه

 

با مکث وکشدار هم که پلک زدم بیشترازسی ثانیه نشد ، چشم باز کردم دیگراونبود ، فقط چشم انداز پشت خاکریز بود،دود و تانکی که در آتش می سوخت.خودش پای خاکریز افتاده بود.

برای شلیک که نشانه رفت دست روی  گوش هایم گذاشتم، چشم بستم. ازانفجار آتش عقبه آر پی جی لرزیدم، چشم بازکردم .موشک به تانک خورده بود و مرمی داغ  فشنگ تک تیراندازدشمن بعثی بر پیشانی او بوسه زد. 

همان جا که وقتی مادرم ما را از زیر قرآن رد کرده بود بوسید، گفت:

- اول می سپارمتون به خدا بعد می سپارمتون به هم .

سپس به من به عنوان برادربزرگتر نگاه کرد که فقط سی ثانیه ازحمیدبزرگتر بودم .  

/ 7 نظر / 4 بازدید
کربلایی محمدرضا کاشانیان

از صفای ضریح دم نزنید حرفی از بیرق و علم نزنید گریه های بلند ممنوع است روضه که هیچ سینه هم نزنید کربلا رفته ها کنار بقیع حرفی از صحن و از حرم نزنید با سلام پیشنهاد میکنم متن کامل این شعر رو بخونید و حتما نوای دیجیتال خوانده شده این شعر را دانلود نمایید . متن کامل و نوای دیجیتال این شعر در پایگاه اینترنتی بین الحرمین زاهدان منتظر حضورتون و نظرات ارزشمندتان هستیم ملتمس دعای فرج علوی و حسینی باشید یا علی علیه السلام

کمیل 881

زیبا بود ممنون

کمیل 881

اگه امکانش هست بفرمایید ین مطالب رو از کجا می اورید آیا واقعی هستند؟ چرا اسم اشخاص گفته نمی شود؟

فریده چوبچیان

سلام به سایتم سری زدید اما بی نظرآمدید . بعنوان برادر بزرگ قدمتان استوار.