یک پیرمرد تنها

 

عملیات که شروع شد پیرمرد با بی محلی گاهی هم داد و بیداد و اخم ساختگی اما ناشیانه همه را ازخود دورکرد. در گرمای داغ جنوب با آن همه کارسنگین توی سوله تدارکات تنها ماند. خیلی ها هم از او دلگیر شدند قضاوت هایی کردند، تا روزی که سوله بمباران شد. یکی ازقدیمی ها که با اوآشنا بود گفت :

-  عادتش همین بود وقت عملیات همه رو دک می کرد مبادا کسی آسیب ببینه، اون همه رو دوست داشت.

/ 3 نظر / 5 بازدید
Socks

سلام دوست عزیز, درصورتی که نیاز به اکانت ساکس داری آی دی زیر تماس بگیرید. mehtism@yahoo.com فقط 2 هزار تومان

پریسا

سلام به دوست خوبم.منم اومدم سر زدم. حتما بیا که کلی مطلب آپدیت کردم

پریسا

سلام, یارانه های عید هم اعلام شد,خبرهای جدید رو می تونی توی سایتم بخونی. راستی عید شما هم مبارک پیشاپیش