راهیان نور

محمدحسن ابوحمزه

می دانستیم شهدا ما را دعوت کرده بودند . شب قبل از نطنز حرکت کرده بودیم توی اتوبوس بچه ها دعای توسل خواندند و از شهدا یاد کردند. یکی از همراهان خاطراتی از شهدا را خواند .چه جوانهایی داشت کشور ما . نماز صبح را بین راه خواندیم . صبح زود رسیدیم به منطقه . از اتوبوس که پیاده شدیم سفره هفت سینی را که به یاد شهدا پهن کرده بودند تماشا کردیم وکنارش عکس گرفتیم. سپس رفتیم صبحانه خوردیم بعد برای بازید وارد سایت شدیم . عکس شهدا را روی در دیوار زده بودند . راوی که یک دکتر و از همرزمان شهدا بود، برایمان ازآن روزها حرف زد . از روزهایی گفت که با چه سختی ومشقتی کار می کردند . از دیدن آنجا وشنیدن حرف راوی احساس غرور کردم . ما در جایی بودیم که سال های نه چندان دور جوان هایی به سن وسال ما برا ی کشورشان افتخار آفریده بودند . راوی ازمقاومت و تلاش بچه ها مخصوصا شهد ا گفت . وقتی خبری از آن روزها را می خواند همه گریه می کردند. او می خواند " غنی سازی۲۰درصدی در سایت های نطنز و فردو تعلیق و فرایند اکسید کردن و رقیق سازی ذخیره ۱۹۶کیلوگرمی اورانیوم۲۰درصد نیز آغاز شد. " . بعد از ظهر فردو را به سوی اراک ترک کردیم.

.

یاداشت های روزانه  -  جمعه 1424/1/3 


/ 0 نظر / 122 بازدید