خائن ترین مگس تاریخ

 

 نتیجه تصویری برای مگس

۸ مه، ۱۹۴۵

همهمه ای برپا بود. جانوران وحیوانات آنجا جمع شده بودند. چهارپایان چنان گرد و غباری راه انداخته بودند که چشم چشم رانمی دید. پرندگان آسمان را تیره و تارکرده بودند.جانوران کوچک اشتباه می کردند زیردست و پای حیوانات عظیم الجثه له می شدند.حشرات دردسته های هزارتایی درآسما ن می چرخیدند گویی محشرحیوانات بود همه آمده بودند خائن ترین مگس دنیا را از نزدیک ببینند.

درمیان آن همه هیاهو، مگس ها ازهمه عصبانی تر بودند.چراکه خائن ترین جانور از خانواده آنان بود .برخی از آنان هم می خواستند بدانند مگس خائن از کدام تیره مگس ها  است شاید در تقسیم بندی های انواع مگس ها که رنگ اندازه یامحل زندگی خودشان بود با مگس خائن تفاوتی پیدامی کردند آن ننگ را از گروه خودشان پاک می کردند.اما نظر برخی حیوانات آن بود که اوبلاخره یک مگس است. یک مگس سبزخیانت کار.

خائن ها همیشه رفتاریک شکلی دارند.خودشان رامقصرنمی دانند و می خواهند گناه کارخود را به گردن دیگران بیاندازند.

آنهاگاهی برای خیانت خود پول می گیرند.گاهی می خواهند بامظلوم نمایی دارو دسته ای راه بیندازند،گروه درست کنند.کم کم خودشان راحاکم جهان کنند آن وقت چهره واقعی خود را به نمایش بگذارند.

بعضی ازآنهاهم بهانه ای رادست آویز قرارمی دهند و با آن شروع به تلکه کردن دیگران می کند.دیگرانی که فکر می کنند مقصر هستند اما به واقع مقصر نیستند فریب خورده اند، چرا که وقت وقوع جرم آنجا نبوده اند وچون نبوده اند نمی دانند که اصلا جرمی اتفاق نیفتاده است، پس باج می دهند.

امابرای مگس خائن چگونه اتفاق افتاده بود.

دریک شب بارانی که او نتوانسته بود به خانه اش برگردد مجبور شد سر راه به اولین ساختمان برود. خودش یک شب بی خانمان بود اما باآن کارفجیع ‏، هزاران نفررا برای همیشه بی خانمان کرد. یک مگس به این کوچکی آن قدربتواند خراب کاری کند اگر فیل بود چه می کرد حتما دنیا را زیرو رو می کرد.

پس ازساعت هاپرواز و دربدری ،خیس وخسته واردیکی ازاطاق ها شد.از آنجا که حشرات عادت دارند درتاریکی به سراغ روشنایی بروند مگس خیس هم به تنها اطاقی رفت که روشن بود. مردانی با لباس های نظامی دورمیز بزرگی نشسته بودند اسلحه هایشان رابه دیوار تکیه داده بودند.درفضای اطاق چرخی زدروی چلچراغ بزرگ سقف نشست کمی گرم شد.همه جا را برانداز کرد تا ببیندآن جا برای یک شب خوابیدن خوب است یا نه.سرو صدای مردانی که دورمیز نشسته بودن توجه اورا به خود جلب کرد.

آنها با سر و صدا اعداد و ارقامی راجمع و تقریق می کردند.مگس که اصلا شمارش بلدنبود ازحرف آنها سردرنیاورد. یکی ازدلایل خیانت اوهمین بی سوادی او بود.آدم باسواد کمترچنین خطا های بزرگی انجام می دهد.خطایی که باعث شودبعضی ها باتوسل به آن دست به کشتاربزنند. هزاران نفررا طی سالیان سال بزنند ازخانه شان بیرون کنند آنجا را غصب کنندو صاحبان آن را بکشند.

مگس هم چنان که ازآن بالا پائین را نگاه می کرد متوجه ظرف بزرگی شیرینی فرانسوی شد.خامه روی شیرینی آن قدر او را وسوسه کرد که نتوانست از آن بگذرد وریسک کتک خوردن ازمردان نظامی وعصبانی را به تن خرید به طرف میزپرواز کرد.چرخی زد و بامحاسبه طول وعرض میزاز منتهی الیه راست آن درست ازوسط میزوارد شد تا دست مردان به اونرسد.

درآن شلوغی کسی هم حال اینکه برود مگس کشی بیاورد نداشت زیرا ازلباس و طرز حرف زدن آنها معلوم بود آنها فرماندهان وسیاستمدارن بزرگی بودند که اگرپشت گوششان هم خارش بگیرد گماشته شان برایش می خاراند چه اینکه بخواهند مگسی رادور کنند.

اوج گرفت چرخی زد مانند هواپیمای های دوموتوره  هاینکل111آلمانی که آن روزها پیشرفته ترین هواپیما ها بود ، ارتفاعش را کم کرد وگوشه بشقاب بلور شیرینی ها نشست.کمی دورآن قدم رو رفت وبال هایش  رابه هم سائید. از بین دو شیرینی آرام وارد ظرف شد وبا خیال آسوده مشغول خوردن خامه ی شیرین شد.

وقتی سیر شد با احتیاط بیرون آمددریک فرصت مناسب پرید اوج گرفت ورفت بالای چلچراغ نشست.

نظامیان خسته کارشان تمام شد مشروب هایشان را خوردند رفتند تادر آخرین روز جنگ شب را آسوده بخوابند. همین باعث شد تا اعداد و ارقام آمار کشته های همه کشورهای درگیرجنگ را که طی چندین روز جمع آوری کرده بودند همان جا روی میز رها کردند و رفتند. جنگ که تمام شد دیگر هیچ نامه ای سری یا محرمانه نبود،  خود را ملزم به رعایت اصول نگهداری از یک سند مهم وحیاتی نمی دانستند.

وقتی تاریک شد تنها نور چراغ جلوی در از پنجره بخشی ازمیز را روشن کرده بود.

مگس که درتنهایی روی چلچراغ نشسته بود با دیدن برگه های سفید روی میز که سیاهی هایی برروی آنها وجود داشت به گمان آن که حروف واعداد مگس های دیگری هستند که آنجاجمع شده اندروی برگه هانشست وکم کم به خواب رفت.

صبح مگس خیانتکار که هم خوب خوابیده بود و هم خوب خورده بود از خواب بیدارشدپرید و رفت. رفت وهیچ وقت نفهمید آن شب چه کارکثیفی روی ان برگه ها آمارکرده است تا روزی که دستگیرشدوبه جرمش اعتراف کرد. 

آن شب او روی برگه  های کاغذی کنارجمع اعداد نشست. نشست وازبس از خامه های کیک خورده بود همان جا مجبور به رفع حاجت شد. یک نقطه  روی کاغذ سفید درکناراعدادبه جاگذاشت. اثری که برای مگس دفع محتویات معده بود اما در کنار اعداد نفش یک صفررا بازی می کرد.

صبح روزبعد نظامیان که وظیفه اعلام رسمی پایان جنگ جهانی را به عهده داشتند آمار اعدد نادرست ۵٬۷۵۴٬۴۰۰ را برای ثبت درتاریخ فرستادند،  اعدادی با یک صفر اضافه .

اعدادی که آمار یهودیان کشته شده در طول جنگ  جهانی دوم بود.

 

/ 0 نظر / 56 بازدید