هفت سین فداکاری

هفت سین فداکاری

محمدحسن ابوحمزه

.

 آتش دشمن که فروکش کرد ، بچه ها را ردیف هم کنارخاکریز خواباندیم تا آمبولانس برسد.پاتک دشمن دفع شده بود .پاتکی که به قول بچه هایکسال طول کشیده بود. پنج اسیرعراقی چون بچه یتیم ها زیرسنگردیدبانی توی هم نشسته بودند. نیروهای تازه نفس به ستون یک درطول خاکریز پیش می رفتند تاتوی سنگرها مستقر شوند. هفت نفر از بچه های گردان درآخرین پاتک سالِ بعثی ها شهید و مجروح شده بودند. سعیدتک تیرانداز بود و اولین کسی که بادشمن درگیرشده بود.سجاد و سامان هر دو تخریب چی بودند، زیرآتش مستقیم معبر را بازکردند برای عبوربچه های کمین.

آمبولانس از راه رسید.اول اسیر مجروح عراقی راتوی آن گذاشتند.بچه های گروهانِ ایثاربا سماواتی،فرمانده خودشان خداحافظی گرمی کردند،او را توی آمبولانس گذاشتند.سیم بان مخابرات همچنان که دست خونینش راچون نوزادی توی بغل گرفته بود،خودش رفت کناراسیرمجروح عراقی نشست.آمبولانس رفت و وانت تدارکات از راه رسید.

شیرینی ،شکلات ، تنقلات و جعبه های سیب ، کمک های مردمی که برای عیدفرستاده بودند راخالی کردیم. شهداراگذاشتند عقب وانت.نوبت به سیدرحیم مسئول تدارکات رسید.پیرمردی که آمده بودپای خاکریز،مهمات به بچه ها می رساندو خشاب هارا پُرمی کرد.بعدازعملیات تسویه نگرفت می خواست عیدراخط مقدم وپیش بچه هاباشد، بعدازعیدبه روستای خودبازگردد. مثل اینکه قسمتش بود دربهشت کشاورزی کند.می گفت:

- فصل کاروکشاورزی بایدسرزمین باشم،کاشتن گندم مثل همین تیرانداختن شما رزمند ه هاست.

 آمبولانس که رفت فرمانده یک گروه تشکیل داد تا توی نخلستان های اطراف خرمشهر دنبال سهراب بگردندکه باگروه گشتی رفته بود و جامانده بود. ما را نسبت به منطقه توجیه کرد و ماموریت ما را مشخص کرد.دست آخرگفت:

- تکلیف است حواستان راجمع کنیدکسی آسیب نبیند،توی پاتک دیشب گردان ماسفره هفت سین خودش را بارفتن هفت نفرپهن و تکیمل کرده است.

/ 2 نظر / 253 بازدید
ravanban

زیبا بود و تاثیرگذار