داستان سه تار

 

 

زن دستی به قاب عکس پسرش کشید با چفیه شیشه آن را تمیز کرد ، رو به شوهرش گفت:

-  دلم برای حمید تنگ شده چرا نمی نویسید‏، داستان و سه تار را تار گرفته.

مرد پوستین را روی شانه اش جابجا کرد. قلم نی را درقلمدان  گذاشت میزکوچک را از خود دور کرد. تار را به دست گرفت ،  نواخت.

تار را کنار گذاشت ، دفترچه دست ساز نارنجی و قدیمی اش را برداشت، نوشت:

- امروز ده هزار و یکصدو ونود و نهمین روزاست که از پسرمان خبری نداریم منتظرش هستم ازجزیره مجنون باز گردد.

/ 5 نظر / 5 بازدید
رصد خانه خبرساز

آخرین اخبار فناوری ، گوشی های هوشمند ، تبلت ، ارتباطات و اطلاعات را در رصدخانه خبرساز مشاهده نمائید. رصد خانه خبرساز www.rasad.khabarsaz.net

م.وزیری

سلام... همه دلشان برای حمید هایشان تنگ شده است...

پروانه

سلام شاید درد روزها انتظار و بی خبری کمتر از درد سالها نا امید از آمدن باشه .... نمی دانم ...شاید

شرکت توکا شرق

سلام؛ آیا مایلید سامانه ارسال پیامک اختصاصی داشته باشید؟ آیا مایلید کسب و کار خود را شروع کنید ؟ آیا مایلید به اسم خود پنل ارسال پیامک بفروشید؟ ما در کنار شما هستیم فقط کافیست با ما در ارتباط باشید. ما نیز پیشرفته ترین و ارزان فیمت ترین پنل های ارسال پیامک کشور را داریم فروش پنل های ارسال پیامک از 20.000 تومان