هفت سین ستاره دار

آخرین روستای مرزی خودمان در اطراف سوسنگرد را آزاد کرده بودیم ، هدیه رزمندگان به مردم برای شب عید .

ته سنگر ، روي چپيه هفت سين نصفه و نيمه را چيده بوديم .

 بعثي ها كه فكرمي كردند ما وقت تحويل سال پاي خاكريز نيستم يك تيم گشتي رزمي فرستادند ، با پرتاب نارنجك داخل سنگر كمين حمله را آغاز كردند. درگيري شديدي رخ داد ما زيادتر بوديم و سرحال ، آنها را قيچي كرديم. 

با شكست سختي عقب نشيني كردند . اسيرهم گرفتيم. يكي از بچه ها سر نیزه اش را در آورد رفت سراغ اسیر.

براساس قوانین جهانی جنگ دنیا، تكليف اسيري كه نيمه شب و باخشاب خالی گیر افتاده باشد ، باعث زخمي شد چندين نفر هم شده باشد مشخص است ، دادگاه صحرائی و مرگ. اما ما در جنگ قوانین خودمان را داشتیم ،

با سرنیزه درجه های روی شانه اسیر را برید یکی از ستاره ها را برداشت ، دست هاي اسير را باز كرد گفت :

-      برادرها كنار سفره رحمت جا باز كنيد.

به زحمت ، اسير ی که مات و متحير و ترسيده از مجازاتِ مکافات وجنایاتش بود را در جمع ما و در كنار سفره هفت سين نصفه و نيمه جا داد ، خودش هم كنارش نشست. ستاره را توی سفره گذاشت گفت :

-این هم سین هفتم.

سال تحويل شد ، منورهاي رنگارنگ آسمان را روشن كرد همديگر را بوسيدیم و خنديدیم ، اسير اما هاي هاي گريه مي كرد وقتي دسته جمعي مي خوانديم ، يا مقلب القلوب و الابصار. يا مدبر اليل و النهار. يا محول الحول و الاحوال. حول حالنا الي احسن الحال.


حول حالنا الي احسن الحال


/ 0 نظر / 89 بازدید