عملیات تاخیری

نتیجه تصویری برای پیرمرد غواص شهید

 

کهن سال ترین غواص رفت سراغ فرمانده ، مثل روزهایی که زبان گردان بود برای اعتراضات کوچک و بزرگ ، بی مهابا پرسید:

-        برادر مگه نمی دونستند کربلای چهار لو رفته ، پس چرا ما رو وارد عمل کردند ریختن تو اروند؟

-        حالا مثلا ناراحتی شهید شدی پیرمرد ؟

-        نه بابا اما ما اعتقاد داریم شهادتمون هم باید باعث سربلندی باشه اینطوری یه کم افت داره ، شکست تو مرام ما نیست.

-        بله شکست نیست اما این یک عملیات تاخیریه ، شنیدی می گن ، ماسوره تاخیری ، یعنی باید به موقعش عمل کنه و نتیجه این عملیات رو توی زمان خودش دید؟

-        موقعش کیه؟

-        گفتن نگین ، حالا بدو برو شماره پلاکت رو بده برای ثبت نام.

-        بَههه،  اینجا هم باید صف ونظم و شماره باشه.

-        بله اخوی ،آخه حوری به انداز نفراته ، فقط صد و هفتاد وپنج نفر، دیر بجنبی جوون ها رو هوا زدن.

-        چه فایده با دست بسته؟

گفت و رفت. فرمانده خندید سری تکان داد رفت ته صف ایستاد.

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید