غواصی توی ابرها

      نتیجه تصویری برای شهدای هسته ای

 

فرمانده با لباس غواصی که کیپ تنش بود جلوی غواص ها که کنار هم خوابیده بودند ایستاد گفت:

برادرها برپا، خواب دیگه بسه کار شروع شده.

خواب که می گفت واقعا منظورش خواب نبود. غواص ها از وقتی دریک شب سرد زمستانی ازساحل خرمشهر لیز خورده بودند توی شط کارون بیداربودند. پس از ساعت ها فین زدن درجریان پرشتاب رود با اشنوگرهایی دردهان ، ازسیم های خاردار تو در تو و موانع ای که به مین تله شده بود رد شدند  .

بیدار و منتظردستور بودند. آنها با هوشیاری اوضاع را زیر نظرداشتند، می دانستند دشمن درصدد عملیات فریب برای نفوذ به پشت جبهه بود. گاهی از شنیدن پیروزی ها خوشحال  و گاهی ازمصائب به وجود آمده دلگیر می شدند، حیف دستشان بسته بود.

همهمه ای توی غواص ها به راه افتاد. فرمانده از اوضاع و شرایط حساس حرف زد. از اجتماع دوباره جنایتکاران دنیا پشت مرزها سخن گفت .شرایط کشور را توضیح داد گفت که دوباره دشمنان برای آن دندان تیزکرده ، نقشه های شومی درسردارند. از محورهای دیگر گفت که درگیر جنگ شده بودند، مردم بی گناه را می کشتند .

درپایان ازعملیاتی که در پیش رو داشتند صحبت کرد. عملیاتی که بار دیگر در میان آن همه هیاهو ، دل مردم را شاد می کرد.

غواص ها با شور و شعف خود را آماده می کردند. حرف دل مردم که می شد تمام قد ایستاده و آماده بودند، آنها توی ابرها سیر می کردند.

با صدای صلوات ، بیل مکانیکی شروع به کارکرد. بوی عطر و گلاب فضا راعطر آگین کرد. یکصد و هفتاد و پنج غواص خود را آماده می کردند بعد از بیست و نه سال به آغوش کشورشان بازگردند.     

/ 0 نظر / 6 بازدید