روز دهم

 

خاطراتی از درون جعبه جنگی من

هر سال در این ایام دفترچه یادداشت کوچک جلد قهوه ای ام را ا ز درون جعبه جنگی ، یادگار آن روزهای خوش بیرون می کشم و خاطرات آن را می خوانم هر چند بسیار ساده و بی آلایش روزمرگی هفده سالگی رانوشته ام. سالها این خاطرات را فقط خودم می خواندم اما خوش دارم دیگر ان هم....

خوزستان . اهواز . پایگاه نمونه ( دانشگاه جندی شاپور )محمدحسن ابوحمزه اعزامی 1361/1/3  از شهرری . تیپ المهدی .گردان 36.  گروهان 8  .مسئول گروهان برادر محمد رسول نادری

 

سه شنبه                                                    بسمه تعالی                                                      1361/1/10

صبح اولین روزی بود که ما در دانشگاه جندی شاپور مستقر شده بودیم.بعد از نمازبرای ورزش به محوطه حیاط رفتیم در هوای خوب وسالم ورزش کردیم.بعد از ورزش برادر موسوی نماینده محترم لار در مجلس شورای اسلامی سخنان ارزنده ای ایراد کردند.بعد از خوردن صبحانه برای هواخوری به خارج از آسایشگاه رفتیم.نماز را به جماعت خواندیم وبعد از نماز نهار خوردیم.هنوز نهار تمام نشده بود که دستور دادند و ما به خط شویم.مسئولیت هر کس را تعیین کردند ومن تک تیر انداز شدم . در حدود ساعت 4 باز ما را به خط کردند و به هرکس یک پلاک مخصوص وکارت جدید دادند که مورد شناسایی واقع شویم . در ساعت 6/5 جلسه ای تشکیل شد که در مورد احکام بحث شد . بعد از نماز وشام دنباله جلسه برقرار شد . بعد از آن من وحسین به خارج از آسایشگاه رفتیم و حدود چند ساعت با هم صحبت کردیم که من خیلی لذت بردم وبعد از آن با هم خوابیدیم.

 


پاورقی

حسین خوشنظر عارف وارسته ای که از دوستان بسیار خوب بنده بود که سرانجام درفروردین سال 1362 در عملیات والفجر یک به شهادت رسید و پس از سال ها که مفقودالاثر بود  پیکرش به میهن بازگشت.


/ 2 نظر / 19 بازدید
شهاب خروشان

جناب ابوحمزه عزیز سلام و عرض ادب. سال نو رو تبریک عرض می‌کنم. بعد از جشنواره ادبیات داستانی و مؤسسه صبا از بخت بد بنده توفیق نشد ارتباطی داشته باشم و متإسفانه شماره تماسی که از حضرت عالی داشتم مفقود شدند. اتفاقی به این صفحه برخوردم. انشالله توفیقی باشه زیارتتون کنم. ارادتمند.