اوهمچنان وفادار بود

 

Image result for ‫غواصان کربلای چهار‬‎ 

به عکس پسرش نگاه کرد .آن روزها هیبت او در لباس های غواصی که زیر نخل ها میان دوستانش ایستاده بود مثال زدنی بود. یاد آخرین دیدارشان افتاد:

-          کجا می ری پسرم ، مادرجنگ شوخی نیست؟

-          امام یاور می خواهد ، امام را نباید تنها بگذاریم.

از وقتی خبربازگشت پسرش راشنید جان گرفت.به زحمت قاب عکس را بالا گرفت عکس پسرش را بوسید.به آخرین رویایش فکر کرد.

 

-          سلام مادرخوش آمدی ، چقدردیرآمدی ، بیست ونه سال چشمم به در بود.

-          آقا یاور می خواهد ، آقا را نباید تنها بگذاریم.

راضی بود از بازگشت پسرش  و از این که او همچنان وفادار بود.

/ 0 نظر / 11 بازدید