وقتی رقابت بعد از انتخابات شروع شد بی طرف ایستادم نظاره کردم تا روز های آشوب واغتشاش . آن وقت بود که حقیقت رافهمیدم.

روزی که بعد ازپیروزی درمسجد جامع خرمشهر نماز خواندیم از رادیوی کوچکی که همراه داشتم شنیدم مجری بی بی سی  می گفت:

-   نظامیان ارتش بعث با شجاعت در خرمشهر می جنگند.

وقتی جمعیتی زیرهزار نفررا دیدم درمیدان ونک جمع شده بودندسطل های آشغال را آتش می زدند، مجری رادیو  بی بی سی می گفت:

-  هم اکنون میلیونها نفر ازمعترضین به نتایج انتخابات در میدان ونک تجمع کرده اند.

ماه از پشت ابربیرون آمد هرچند سران اغتشاش جا نماز آب می کشیدند.