زیرخاکریز دشمن ، پای کار ، درست جایی که باید از نتیجه مدتها کارِ شناسایی و نفوذ به خط دشمن  نتیجه می گرفتیم و می رفتیم برای عملیات اصلی  ، حرفش را گوش ندادم .خواستم یک تنه کار را تمام کنم به طرف خط دشمن دویدم که دشمن به هوش شد، آتشبارهایش شروع به کار کرد، مجبور به عقب نشینی شدیم . نزدیک بود همه زحمت ما به باد رود.

توی راه برگشت سکوت کرد ، هیچ نگفت ، به رویم هم نیاورد گفتم:

-   اشتباه کردم .

 مثل همیشه فقط لبخندی زد نگاهم کرد دلداری داد ، با مهربانی می خواست اشتباه مرا هم به گردن بگیرد . تازه او را شناختم بیشتر شیفته اش شدم قول دادم  همیشه او فرمانده باشد.

 

 


نگارش رمان ( دلتندی های من محی و آجی مطهله ) به پایان رسید

 

 

 

به امید خدا آخرین قسمت از رمان با کمک نویسنده ارجمند

سرکارخانم مرضیه وزیری مقدم به پایان رسید و برای مراحل ویراستاری به ویراستار رمان

، سر کار خانم زهرا وزیری مقدم سپرده شد

در مرحله بعد مدت ده روز برای اصلاح  و پرداخت نگارش رمان به اتفاق هم

اختصاص داده شده است که با حضور نویسندگان و و یراستار رمان نگارش رمان با

بازنویسی نهایی به اتمام می رسد.

 از همه دوستان و نویسندگان عزیز که با ارسال دیالوگ ها و مطالب ارزنده نقشی در

شکل گیری این رمان داشته اند تشکر و قدر دانی می نمائیم.

 

مرضیه وزیری مقدم             زهرا وزیری مقدم          محمد حسن ابوحمزه