سه چهار روز روی تخت بیمارستان،  تحمل درد و وگذاشتن یک تیکه فنر توی قلب ، دنیا رو تیرو تار کرده بود و همه رو به عذاب انداخته بودیم  که ...

توی ساعت ملاقات حرف شد یکی گفت : پسر فلانی بیست وهفت ساله روی تخته،  یه ترکش تو قلبش داره. 

 

 

  

با عنایت خداوند و دعای دوستان عزیز از بیمارستان مرخص در منزل استراحت می کنم. از همه دوستان گرامی که در شرایط سخت  ابراز همدری کردند تشکر می کنم.