کیسه نامه ها را پشت جیپ انداخت حرکت کرد که خمپاره ای کنارش منفجر شد. ازمیان دود وخاک انفجار رد شد پدال گاز را تا ته فشار داد چرخ های جیپ زمین را می خورد جیپ به سوی خط دوم می رفت، به سفارش صاحب نامه فکر می کرد:

- صحیح و سالم برسونی عقب ها... برا نامزدم نوشتم .

ازدو طرف جیپ ردی سرخ رنگ روی خاک ها کشیده می شد یکی رد خون دیگری رد بنزینی که ازباک سوراخ شده بیرون می ریخت. توی خط دوم راننده را روی برانکارد انداختند درحالی که کیسه  پستی را چون کودکی در بغل گرفته بود گروهی آتش را خاموش می کردند.کیسه را که از او جدا کردند خون فواره زد. گویی خیالش راحت شده باشد نفس آرامی کشید و لبخند زد و چشمانش را بست.
از اینکه نامه صحیح و سالم بدست خواهرش می رسد خوشحال بود.

 

کتاب رمان دلتندی های من محی و آجی مطهله

رمان دلتندی های من محی و آجی مطهله یک رمان مشترک است که مدتی است با همکاری خانم مرضیه وزیری مقدم در حال نگارش آن هستیم. رمان داستان دو فرزندخردسال به همراه پدرشان است که ازمادر خود جدا افتاده اند.

 

تااینجا داستان رمان عادی است.

داستان از این جا اتفاق می افتد که ما با یک پیشنهاد جدید از همه نویسندگان و دوستان عزیز دعوت می کنیم تا با مراجعه به سایت این رمان با همین نام و آدرس

 

http://mohiedinmotahaere.persianblog.ir/

 

در بخش نظرات‏، دیالوگ های کودکانه پیشنهادی خود را از زبان شخصیتها محی الدین و مطهره که  در پی یافتن مادر خود هستند ، بنویسند تا در طول داستان گنجانده شود.

امیدواریم در پایان نویسندگان بسیاری که نامشان هم  ذکر می شود در این کار خلاقانه سهیم باشند.

دوستان به همراه دیالوگ های پیشنهادی خود مشخصات و آدرس پست الکترونیکی خود را هم درج نمایند.

 

مرضیه وزیری مقدم                محمدحسن ابوحمزه