همیشه فکر می کردم فتح بهترین هدیه برای اجرای آن عملیات بود که خود را باعث پیروزی  آن می دانستم، تا بیشتر او را شناختم .

منطقه جنگی جدید و برای ما نا آشنا بود. عملیات زیاد سخت نبود مثل همه عملیات های گذشته، کمی حساب شده تر و پیروزی در فریب دشمن بود که موفق به آن شدیم. درهمان عملیات با هم آشنا و خیلی زود دوست شدیم او فرمانده محورمثلث بود منطقه را مثل کف دست می شناخت، می گفت:

-   برای رسیدن به هدف ما حامی پای کارمی خواهیم .

ومن به او امید دادم ، هستیم بروید جلو. درپایان عملیات و پیروزی حسابی غافلگیرشدم وقتی فهمیدم او ونیروها یش حامی محور ما بودند و باعث پیروزی نه ما . با خود گفتم بهترین هدیه خدا خود اوست به من.   

 

 

 

کتاب رمان دلتندی های من محی و آجی مطهله

 

رمان دلتندی های من محی و آجی مطهله یک رمان مشترک است که مدتی است با همکاری خانم مرضیه وزیری مقدم در حال نگارش آن هستیم. رمان داستان دو فرزندخردسال به همراه پدرشان است که ازمادر خود جدا افتاده اند.

.


تااینجا داستان رمان عادی است.

داستان از این جا اتفاق می افتد که ما با یک پیشنهاد جدید از همه نویسندگان و دوستان عزیز دعوت می کنیم تا با مراجعه به سایت این رمان با همین نام و آدرس

در بخش نظرات‏، دیالوگ های کودکانه پیشنهادی خود را از زبان شخصیتها محی الدین و مطهره که  در پی یافتن مادر خود هستند ، بنویسند تا در طول داستان گنجانده شود.

امیدواریم در پایان نویسندگان بسیاری که نامشان هم  ذکر می شود در این کار خلاقانه سهیم باشند.

دوستان به همراه دیالوگ های پیشنهادی خود مشخصات و آدرس پست الکترونیکی خود را هم درج نمایند.

 

مرضیه وزیری مقدم               محمدحسن ابوحمزه